من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که میبینم بد آهنگ است بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است...

بُگذر

 

ای که دور از من به من بنشسته ای

همچو بید مجنون ٬ شاخساران به زانوی غم بشکسته ای

 

ای سراپا وجودت تمنای تن سوزان من

در خیالت مٲوی مگیر در کلبه ی ویران من

 

در خیالت نقش مرا قاب مگیر

نقش ساقی با جامی از می ناب مگیر

 

ای که چشمانت در پی افسونگریست

سحر چشمانت شیوه بازیگریست

 

ساحر مشو با قلب من بازی مکن

خیره در چشمان من تنازی مکن

 

در  ِپی من َسر به َسر دنیا مرو

زیر باران با چتر من روُیا مرو

 

ای که دور از من به من بنشسته ای

بُگذر از ما ٬ تا بیش از این نشکسته ای




برچسب ها : دل نوشته ها
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٠/٩/۱٧ توسط هادی
نظرات شما ()