من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که میبینم بد آهنگ است بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است...

 

از قدیم الایام ، افسانه شیطان ، همواره انسانها را در دنیایى از وحشت و ابهام فرو

برده بود و هم چنان ادامه دارد.

مى گویند: بچه هاى بازى گوش و نافرمان و زیرک شیطان اند، افراد منحرف را شیطان

اغوا کرده ، هر کار بد فرجامى از وسوسه هاى شیطان است و در هر کار بدشگونى

شیطان دست دارد.

مى گویند: شیطان در همه جا هست ، اعوان و انصارش در همه جا وجود دارند، او با

همه مردم کار دارد، در برابر همه قد علم مى کند، هر انسانى را به بهانه اى فریب مى

دهد و دام هاى گوناگون در اختیار دارد.

شیطان در ذهن بچه ها عامل وحشت و ترس و وسیله اى براى رام کردن و ترسانیدن

آنان است . قصه نویسان ، براى سرگرمى کودکان از شیطان یک موجود خیالى ساخته و

از نخستین سال هاى زندگى ، یک شبح وحشتناک و یک قدرت اسرارآمیز در ذهنشان مى

آفرینند.

مى گویند: براى بزرگ سالان ، شیطان عامل فریب و گناه است ، انسان را به معصیت

وا مى دارد، تمایلات نفسانى را بیدار مى کند، موجب سقوط و لغزش انسان مى شود،

خواسته ها نامشروع را پدید مى آورد، باعث تجاوز و تعدى مى گردد، شهوات ویران

گر را تحریک مى کند، خشم و غضب را شعله ور مى سازد، مصیبت و رنج مى آفریند،

آدمى را به تباهى و فساد مى کشاند، لجاجت و خودسرى را رونق مى دهد.

و نیز: تمامى این صفات از شیطان و کار او است ، انسان از روى ندامت با فریادى

بلند مى گوید: نفرین بر شیطان ، لعنت خدا و ملائکه بر او باد، این شیوه از زمان

حضرت آدم علیه السلام معمول بوده که شیطان را مسئول هر کارى و عصیانى مى

دانسته اند.

در تعریف او گفته اند: شیطان ، قدرتى است نابکار و بسیار بدکردار، نیرو و روحى است

پلید و سرکش و طغیان گر؛ حقیقت مطلب این است که شیطان ، اسم خاص نیست تا بر

موجودى معین و مشخص دلالت کند و وجود مستقلى ندارد، اسمى است بى نشان ؛

مانند سیمرغ که وجود خارجى ندارد و هیچ نام و نشانى براى او نیست ، اغلب جاها که

نام شیطان برده مى شود مراد همان ابلیس است که از دستورهاى خداوند سرپیچى و

تکبر کرد.

شیطان و طرف دارانش در طول تاریخ در مقابل نیکان و نیک سیرتان قرار داشته اند و

خواهند داشت ، مثنوى در پى این معنا بوده که گفت :

 

دو علم بر ساخت اسپید و سیاه

آن یکى آدم دیگر ابلیس راه

در میان آن دو لشگر گاه رفت

چالش و پیکار آنچه رفت رفت

هم چنان دور دوم هابیل شد

ضد نور پاک او قابیل شد

همچنان این دو علم از عدل و جور

تا به نمرود آمد اندر دور دور

ضد ابراهیم گشت و خصم او

و آن دو لشکر کین گزار و جنگجو

چون درازى جنگ آمد ناخوشش

فیصل آن هر دو آمد آتشش

پس حکم کرد آتشى را ونکر

تا شود حل مشکل آن دو نفر

دور دور و قرن قرن این فریق

تا به فرعون و به موساى شفیق

سال ها اندر میانشان حرب بود

چون زحد رفت و ملولى مى فزود

آب دریا را حکم سازید حق

تا که ماند کى برد زین دو سبق

هم چنان تا دور و طور مصطفى

با ابوجهل آن سپهدار جفا

هم نکر سازید از قوم ثمود

صیحه اى که جانشان را در ربود

هم نکر سازید بهر قوم عاد

زود خیز تیز رو یعنى که باد

هم نکر سازید بر قارون زکین

در حلیمى این زمین پوشید کین

تا حلیمى زمین شد جمله قهر

برد قارون را و گنجش را به قعر

 

کلمه شیطان در قرآن هفتاد بار به صورت مفرد و هیجده بار به صورت جمع به کار رفته

است که روى هم 88 مرتبه مى شود.

نام کتاب : شیطان در کمین گاه
مؤ لف : نعمت الله صالحى حاجى آبادى




برچسب ها : شیطان
ارسال در تاريخ جمعه ۱۳۸٩/٧/۱٦ توسط هادی
نظرات شما ()