من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که میبینم بد آهنگ است بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است...


ژاله بودی در سحر گاه بودنم٬ َبر تنم

تا که  َسر از َبرکشیدم٬ َجستی و َپر کشیدی از َبرم

حال در غروب انتظار٬ لحظه ها را در حسرت آن بودنم

با آن که ریشه در آب دارم٬در رؤیای آن دَم و تشنه آن شبنمم

 


پ.ن: ژاله: شبنم




برچسب ها : دل نوشته ها
ارسال در تاريخ شنبه ۱۳۸٩/٩/٢٧ توسط هادی
نظرات شما ()